انوری › طلب قبا از مخدوم کند| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شهاب دولت و دین ای کسی که هست مدام / نیاز راز تو عید و سؤال را روزه
ستاره را ز رواء تو کیک دریاچه / زمانه را ز سخای تو ریگ در موزه
ز سرخ‌رویی توفیق تست نزد خرد / سپید کار و سیه کاسه چرخ پیروزه
ز آب‌روی سخای تو روزکی چندست / که آز را بنبشته است آب در کوزه
ز تست پستهٔ سربستهٔ سپهر حرون / سبک اجابت و نازک‌شکن چو چلقوزه
بدان که موسم آنست مثل و جنس مرا / که روز چند برآرند رنگ بربوزه
عجب مدار که اندیشه‌مندیی دارم / به تازه کردن این کهنه‌های نادوزه
زداه ریزه‌ام آکنده خانه‌ایست چو گور / همه دو دست به هم برنهاده چون کوزه
اگر کرامت و دلسوزیی کنی چه عجب / که باد عالمت از دوستان دلسوزه