انوری › در نصیحت نفس خود| ” میراث‌دار ادب پارسی “

انوری شعر و حرص دانی چیست / این یکی طفل و آن دگر دایه
پایهٔ حرص کدیه و طمعند / تا نگردی به گرد آن پایه
تاج داری خروس وار از علم / چه کنی همچو ماکیان خایه
گردن و گوش نفس مردم را / همت آمد بهینه پیرایه
عمر تو گوهری گران‌مایه است / تو یکی شاعر گران‌سایه
بیش بر یاد ژاژ شعر مده / ای گران‌سایه آن گران‌مایه