انوری › در مذمت کسی گفته| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز جنس مردمان مشمار خود را / گرت یزدان زری دادست و زوری
هنر باید چه روباهی چه شیری / خرد باید چه قارونی چه عوری
ز خشم غالب و از حرص با برگ / همین دارند هر ماری و موری
ز اسب و تخت تو رشکم نیاید / نه من همچون توام کری و کوری
چه رشک آید از آن چیزم که گردون / اگر پیش آردت تلخی و شوری
از این داغی بماند یا دریغی / وزان دودی برآید از تنوری
چو بر تختی جمادی بر جمادی / چو بر اسبی ستوری بر ستوری