انوری › در قناعت و خویشتن‌داری| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مرا دوستی گفت آخر کجایی / چرا بیشتر نزد ما می‌نیایی
به تشویر گفتم که از بی‌ستوری / به بیگانگی می‌کشد آشنایی
مرا گفت چون بارگیری نخواهی / که از خدمتت نیست روی رهایی
به بیت عمادی جوابش بگفتم / که گفتمش گفتم که ای روشنایی
مرا از شکستن چنان باک ناید / که از ناکسان خواستن مومیایی