کسایی › دیده و اشک| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دو دیدهٔ من و از دیده اشک دیدهٔ من / میان دیده و مژگان ستاره وار پدید
به جَزع ماند یک بر دگر سپید و سیاه / به رشته کرده همه گرد جَزع مروارید