انوری › رباعی شمارهٔ ۲۰۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یک شب مه گردون به رخت می‌نگرید / وز اشک ز دیده خون دل می‌بارید
یک قطره از آن بر رخ زیبات چکید / وان خال بدان خوشی از آن گشت پدید