انوری › رباعی شمارهٔ ۲۹۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم / وز کوی تو ببرید خرد رهگذرم
دست طلب تو باز در کوفت درم / تا با سر کار برد بار دگرم