کمال خجندی › شمارهٔ ۱۰۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به خوبان مهر ورزیدن چه کارست / رخش بین ور نه به دیدن چه کارست
به یاد لعل دلبر خون دل نوش / شراب لعل نوشیدن چه کارست
به مهر بوسه از جان قطع کن قطع / به تیغی دست ببریدن چه کارست
گر آرد جان به لب عاشق درین کار / لب معشوق بوسیدن چه کارست
سماع آسان بود بر صوفی گرم / چوآنش نیست جوشیدن چه کارست
به دامن عیب رندان پوش زاهد / لباس زهد پوشیدن چه کارست
کمال از هر دو عالم روی در پیچ / به سر دستار پیچیدن چه کارست