دامن گل گشته ز دستش رها / ناله و فریاد و امان می کند
باد خزان پیرهن گل درید / دامن گل شد ز نظر ناپدید
سرو چو یعقوب از این غم خمید / غصه قد سرو، کمان می کند
خارجه در مجلس ما جا گرفت / نرگس شهلا ره ایما گرفت
لاله ازین داغ به دل جا گرفت / عاقبت این هیز زیان می کند
شد «پرتیوا» پی غارتگری / ریخته دزدان عوض مشتری
نه گل به جا ماند و نه باغی / هر یک ز سو به سراغی
دزد ز هر سوی به غارتگری / خیره سری بین که چه ها می کند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.