عارف قزوینی › شمارهٔ ۲۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

اگر دگمات پنبه ای بود / یار، جان، پنبه ای بود
آشکراله خوب بچه ای بود / به ذات اله، به ذات اله
بازم دگمات پنبه ای نیست / یار، جان،پنبه ای نیست
برو دگماتو پنبه ای کن / آشکراله، آشکراله
امیر اگر یار ما بودی / یار وفادار ما بودی
پس «امسال خان» آنجا چه می کرد / با عبدالهه، با عبداله
شبی آنجا مهمانی بود / «اسماعیل قربانی» بود
تو صندوقخانه پنهانی بود / به اذن اله، به اذن اله
شبی که خانه خالی بود / فاسق هر سالی بود
آشکرالله پشت قالی بود / به عون اله، به عون اله
قسم خوردی آی بد نکنی / شکری را رد نکنی
الهی خصمت بکند / کلام اله، کلام اله