مهستی گنجوی › رباعی شمارۀ ۲۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جوله پسری که جان و دل خستهٔ اوست / از تار زلفش تن من بستهٔ اوست
بی پود چو تار زلف در شانه کند / ز آن این تن زار گشته پیوستهٔ اوست