مهستی گنجوی › رباعی شمارۀ ۱۰۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از بس که کند زلف تو با روی تو ناز / بیم است که از رشک کنم کفر آغاز
من بندهٔ بادی شوم ای شمع طراز / کو زلف تو را ز روی بر دارد باز