مهستی گنجوی › رباعی شمارۀ ۱۵۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون نیست پدید در غمم بیرون شو / ای دیده تو خون گری و ای دل خون شو
ای دل تو نوآموز نه‌ای در غم عشق / حاجت نبود مرا که گویم چون شو