منوچهری › شمارهٔ ۵۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خوشا قدح نبیذ بوشنجه / هنگام صبوح، ساقیا، رنجه
نه نرد و نه تخته نرد پیش ما / نه محضر و نه قباله و بنجه
نظاره به پیش در کشیده صف / چون کافر روم بر در گنجه
خنیاگر ایستاد و بربطزن / از بس شکفه شده در اشکنجه
وان رطل گران یک منی ما را / چون ماه سه و دو پنج در پنجه
برداشته ما حجاب شرم از رخ / گه شادی و گه نشاط و گه غنجه
اندر شده چشم ما به خواب خوش / چشم حدثان به وادی طنجه