عطار › پاسخ دادن گربه موش را وندامت کردن موش از افعال خود و راضی شدن به قضا| ” میراثدار ادب پارسی “
مگر بیهوده هان ای موش خاموش / چو افتادی در آتش در همی جوش
خلاف شرع و دین کردی شدی مست / اگر خونت بریزم جای آن هست
مرا استاد پندی داد نیکو / کز آن پند آمدم فرخنده مه رو
مرا گفتا که تو بیرون مبر سر / اگر فیلی و خصم از پشه کمتر
مشو ایمن که کم یا بیش گردد / زنیش او ترا دل ریش گردد
مشو از فکر او ایمن که ناگاه / در اندازد ترا از مکر در چاه
نکردم پند استادان فراموش / مرا آن پند شد چون حلقه در گوش
ببر از من امید رستگاری / بجز مردن دگر کاری نداری
نخواهی رستگار آمد ز دستم / که بسیاری کمین تو نشستم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.