شمع رویت را دلم پروانهای است / لیک عقل از عشق چون بیگانهای است
پر زنان در پیش شمع روی تو / جان ناپروای من پروانهای است
بر سر موی است جان کز دیرگاه / یک سر موی توام در شانهای است
زلف تو زنار خواهم کرد از آنک / هر شکن از زلف تو بتخانهای است
واندران بتخانه درد عشق را / جان خون آلود من پیمانهای است
وصل تو گنجی است پنهان از همه / هر که گوید یافتم دیوانهای است
در خرابات خرابی میروم / زانکه گر گنجی است در ویرانهای است
مرغ آدم دانهٔ وصل تو جست / لاجرم در بند دام از دانهای است
خفتهای کز وصل تو گوید سخن / خواب خوش بادش که خوش افسانهای است
وصلت آن کس یافت کز خود شد فنا / هر که فانی شد ز خود مردانهای است
گر مرا در عشق خود فانی کنی / باقیت بر جان من شکرانهای است
بیدقی عطار در عشق تو راند / گر به فرزینی رسد فرزانهای است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.