حکیم نزاری › توحید| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قل الحمدلله نزاری فَقُل / خداوندِ جزو و خداوندِ کٌل
خداوندِ امر و خداوند خلق / ازو و بدو قطع و پیوند خلق
برآرنده خیمه بی‌طناب / فروزنده‌ی مشعلِ آفتاب
به دوحرف نه طاق برهم زده / به کاف و به نون هفت طارم زده
زعقل ابتدا کرده ابداع را / و زو نفس وز نفس اطباع را
هیولی و ارکان و انواع و جنس / نباتی و حیوانی و جن و انس
بسیط زمین و بساط زمان / نهایات و غایات کون و مکان
شد از امر او آفرینش پدید / چو از خلق نوبت به انسان رسید