حکیم نزاری › حفظ اعتدال| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کسی را که می دم به دم می خورد / نماند ازاو هیچ تا بنگرد
گرادمان کنی باده بریک قرار / همه ساله ایمن شوی از خُمار
به شرطی که در نگذری ز اعتدال / وگرنه نیارد مزاج احتمال
مکن گرچه غالب تو باشی مری / برون شو اگر عاقلی از عِری
گرو هم نبندی که مرد خرد / نبندد گرو نیز اگر می‌برد
چو مجلس گران گردد و کلّه پُر / مقام ستیز و مری نیست مُر
چه ناچاره می‌بایدت کرد ایست / اگر بر رگی می‌زنی عیب نیست
غنیمت شمر گر چو حیلت گران / ز خود بگذرانی شرابی گران
اگر بر توان بست چالاکی است / که نا التفاتی ز ناباکی است