تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا / از دست غم هم اوست که وا می خرد مرا
یک دم به خوش دلی نزدم تا مکابره / زهد و ورع شدند حجاب خرد مرا
باشد کزین مشقت شاقم دهد خلاص / کو مشفقی که شقه به هم بر درد مرا
ساقی مگر به مصقله جام غم زده ای / زنگار زهد خشک ز دل بسترد مرا
زیرِ گِل از عظام رمیم آید الغیاث / بالای خاک بر سر اگر بگذرد مرا
بی احتراق آتشِ می از دبور دی / خون در عروق هم چو جگر بفسرد مرا
آه از ندامت آه که حرمان روزگار / هر شب هزار بار به جان آورد مرا
هرگز گمان که برد که صیّاد اعتبار / بر راه توبه دام بلا گسترد مرا
بر دست او ز توبه کنم توبۀ نصوح / این بار اگر پیاده به قاضی برد مرا
بر من زبان دراز شوند اهل اعتراض / گر محتسب به چشم رضا بنگرد مرا
آخر نزاریا نکنی با خود این قیاس / کآخر زمانه به هر چه می پرورد مرا
وقعت چو بشکنند نگویی که بعد از این / دیگر کس دگر به کسی نشمرد مرا
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.