مرا شدن به تماشای یار مصلحت است / ز هر مصالحم این اختیار مصلحت است
عقوبتم مکن ای یار مهربان به گناه / که یار اگر بکشد حیف یار مصلحت است
به باغ رفتن و می خوردن وطرب کردن / به موسم گل و فصل بهار مصلحت است
ز روی خوب چرا منع می کنند مرا / که احتراز ز پرهیزگار مصلحت است
گناه نیست به فتوی عشق اگر خوبان / رضا دهند به بوس و کنار مصلحت است
خوشا شبی که دلم میدهی و می گویی / بیار باده که دفع خمار مصلحت است
کنار و بوسه و لمس و نظر به مذهب عشق / اگر غرض نبود هر چهار مصلحت است
به زینهار تو باز آمدم که مجرم را / چو توبه باز کند زینهار مصلحت است
به یک نظر سخنی بر نمی توانم گفت / بیا که با تو به خلوت هزار مصلحت است
اگر به خون منت رغبت است و می دانی / که بر دلت ننشیند غبار مصلحت است
نزاریا شب قدرست قدرشب دریاب / که داد بستدن از روزگار مصلحت است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.