این تویی کت هوس باغ و سر بستان است / بی وجود تو جهان بر دل من زندان است
هیچ بر جان منت رحم نباید زنهار / دل سنگین تو گویی مگر از سندان است
قادری گر بزنی، حاکمی ار بنوازی / چه کنم بر سر مملوک خودت فرمان است
تو که بر مسند آسایش و نازی نخوری / غم درویش که در بادیه سرگردان است
عاقلان گر به همین داغ گرفتار آیند / آتش عشق بدانند که چون سوزان است
غیرتم می کند از مردم نادان که مرا / متهم کرد به نادانی و خود نادان است
صورتی داشته باشد به همه حال کسی / که دل از دست نداده ست ولی بی جان است
به مداوای طبیب از دل ما درد حبیب / نتوان برد که دردی ست که بی درمان است
هر شبی را که به پایان برسد روزی هست / جز شب عاشق مهجور که بی پایان است
خبر روز قیامت که شنیدی رمزی ست / پیش مشتاق که مشتق ز شب هجران است
یار می آید و تو در قدمش می افتی / وز تو برخواسته فریاد قیامت آن است
بر سر آتش تیز است نزاری و به شرح / نیست محتاج که دود سخنش برهان است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.