مرا به دیدن تو اشتیاق چندان است / که تشنه را به بیابان ، به آب حیوان است
چنان به ذکر تو مشغول خاطرم شب وروز / که ورد نام تو بالای حرز ایمان است
مگر تو یوسف گم گشته ای و من یعقوب / که کنج کلبه من بی تو بیت احزان است
ز رستخیز قیامت کسی خبر دارد / که تا به روز شبی در عذاب هجران است
اگر به چاه درم با تو در گل ستانم / وگر به باغ روم بی تو همچو زندان است
شب وصال تو بوده ست گوئیا شب قدر / ولی چو قدر بشناختم چه درمان است
به خواب زلف تو گفتم مگر توانم دید / خیال می پزم این خواب هم پریشان است
کدام خواب ،که گر بر حریر می خسبم / به زیر پهلوی من نشتر مغیلان است
مگر خود این شب یلدا به روز دانم برد / کدام یلدا کاین شب هزار چندان است
هرآن که داغ جدایی ندید پندارد / که این مفارقت از دوست کردن آسان است
چو حلقه بر در جانان زنند و بگشایند / به اعتقاد نزاری درِ بهشت آن است
اجازت است که افسرده احتراز کند / حدیث سوخته با اندرون سوزان است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.