روزگاریست که در خاطرم آشوب فلان است / روزگارم چو سر زلف پریشانش از آن است
در همه شهر چو افسانه بگفتند زن و مرد / قصه ی ما و برانیم که از خلق نهان است
هم چنان بر عقب روی نکو می رود م دل / گر همی خواهد وگرنه چه کند موی کشان است
آدمی را نبود چاره ز یاری متناسب / وانکه بی اهل دلی می گذراند حیوان است
دیگران در طلب مال جهان اسب جهالت / می جهانند و مرا دوست به از هردو جهان است
ما همانیم که بودیم ز یادت به ارادت / یار مشکل همه این است که با ما نه همان است
گنه از جانب ما می نهد و می شکند عهد / هرچه فرماید اگر چه نه چنان است چنان است
حاکم است ار بکشد ار بزند یا بنوازد / چه کنم بر سر مملوک خودش حکم روان است
داد خواهانم اگر کشته بر آرند به کویش / قاتلم را به اشارت بنمایم که فلان است
جهد کردیم که یاری به کف آوریم و به رویش / عمر خوش می گذرانیم که دنیا گذران است
خود قضا را به کسی باز فتادیم که او را / غم ما کم تر از آن است که مارا غم جان است
می رود غافل واز پس نکند یار نگاهی / که نزاری ز پی اش گریه کنان نعره زنان جامه درآن است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.