اگر عنایت غم نیستی که یار من است / که را غم من و اندوه بیشمار من است
غم تو یک نفس از من نمی شود غایب / هم اوست در همه عالم که یارغار من است
مرا نه یار و نه اغیار جز تو یاری نیست / غمی دگر نخورم چون غم تو یار من است
به دام زلف تو افتادم و عجب تر این / که من مقیدم و دام من شکار من است
اگر به وصل نخواهی نواخت واویلا / که مالک غم هجران در انتظار من است
نهاده ام سر بیچارگی و مسکینی / همین دگر چه به بازوی اقتدار من است
به ترک هستی خود گفتن و به بودن نیست / نه مرد کار چنینم اگر نه کار من است
ز پیر عشق شنیدم که گفت هر حلّاج / نه رازدار انا الحق نه مرد دار من است
شدم ز دست وگر باورت نمی شود / به خاک پای تو سوگند استوار من است
ز بس که خون دل از چشم من فرو ریزد / گمان برند که یاقوت در کنار من است
رعایتی دگرم گر نمی کنی باری / همین قدر که نزاری زار زار من است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.