شب هجران تباه اندر تباه است / جهان برچشمِ من چون شب سیاه است
چه می گویم سوادچشمم آخر / چنین روشن نه زان رویِ چو ماه است
نبودم یک نفس از دوست خالی / وگر بودم خدابر من گواه است
چنانم هر چه فرمایی چنانم / چه گوید بنده حاکم پادشاه است
گر از من در وجود آید گناهی / نه آخر نورِ چشمم عذر خواه است
به سروِ قامتِ او بخش مارا / که طوبا اهلِ جنّت را پناه است
زمن بستان مرا تا بی تو با من / نماند هیچ وگر ماند تباه است
تو بپذیرم که بی بخشایش تو / عبادت خانه من پر گناه است
مرا اکنون خبر کردنداگر نه / محبت درمیان از دیر گاه است
نمی دانم چه می گویم چه گویم / حجابِ آتشِ سوزان گیاه است
نیازم هم رسد روزی به بالا / مسیح درد ناکان دودِ آه است
نزاری در مقامِ سرفرازی / ترابِ مقدمِ مردانِ راه است
کسی را گر معیّن نیست موعود / چه غم دارم بحمدالله مرا هست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.