حکیم نزاری › شمارهٔ ۱۹۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گر از خیال مرا با تو دوش صورت بست / که در مقام وفا با منت نفاقی هست
شنیده باشی و دانی که در مثل گویند / حدیث مست نگیرند عاقلان بر دست
در این که ترک ادب کردم اشتباهی نیست / ولی درست شود شیشه باز چون بشکست
هزار بندگی ات کرده ام به یک تقصیر / ز دوستان وفادار باز نتوان جست
ز وصل و هجر بر ابنای روزگار به فخر / ز اتفاق شما کرده ام غلو پیوست
چنان مکن که زبان در کشند دشمن و دوست / که جوش و بوش نزاری به عاقبت بنشست