گر تو نامحرمی ای یار بدار از ما دست / کار ما با نفس محرم عشق افتاده ست
یار باید که حجاب من بی دل نشود / دایم از صحبت نامحرمم این فریادست
بر سر از مبداء فطرت رقمی زد عشقم / اگر انصاف ز من می طلبی بی دادست
یک نفس بیش ندارد چه کند صاحب وقت / هر چه دیگر همه حشوست و خیال آبادست
جهد کن تا نفسی می رود اندر حلقت / مگر آری دلِ دلسوخته یی را با دست
شادی آن که در مرحمت و رافت و فضل / بر جماهیر گدایان غنی بگشاده ست
دنیی و عقبی اگر باز شناسی در وقت / همه در وقت حریفی ست که این دم شادست
ساکن وصل و امین باش سنایی گفته ست / آخر ای یار دل اهل دل از پولادست
نوعروسی ست جهان گر چه قدیم است و لیک / سهل باشد که چو تو ناخلفی دامادست
غایت رفق نزاری سخن شیرین است / شیوه ی سنگ پرستی روش فرهادست
مسکرات است نه ترتیب سخن پیرایی / زاده ی فطرت وقت است همین دم زاده ست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.