دلم هنوز به پیرانه سر گرفتارست / هنوز در سرم آشوب عشق بسیارست
میی ست در سرم از جام روزگار الست / که حاجتم نه به خم خانه نه به خمّارست
دلم گریخته در تار تار زلف کسی ست / که رشک نافه ی مشک غزال تاتارست
دلی که جنبشی از عشق نیست در جانش / اگرچه کار جهان با وی است بیکارست
چه پادشا، چه گدا هرکه را حیاتی هست / شدن مسخّر فرمان عشق ناچارست
حیات مرده دل از اتّصال زنده دلی ست / که هرکه او بکسی زنده نیست مردارست
کمال عشق برون رفتن از وجود خود است / نکو ز من بشنو سرّ یار با یارست
تو چیستی همه او ، غیر او چه هیچ دگر / حکایت است نه حقّا که محض اسرارست
ز هیچ هیچ نیاید بلی بلی همه اوست / به خویش رفتن اقرار نیست انکارست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.