اشتیاقم به کمال افتاده ست / وین هم از حسنِ جمال افتاده ست
عشق تا در رگِ جانم بنشست / عقل در تیه ضلال افتاده ست
این چنین واقعه ها در رهِ عشق / دم به دم حال به حال افتاده ست
حاجبی نیست میانِ من و دوست / بخشِ ما جمله وصال افتاده ست
از کجا می کنم این گستاخی / یار بس خوب خصال افتاده ست
شورِ او در سرِ من دانی چیست / شکرش طرفه مقال افتاده ست
سبزه بر طرفِ لبش پنداری / خضر بر آب زلال افتاده ست
هندویی بر لبِ کوثر دارد / راستی نادره حال افتاده ست
سرِ بی مغزِ نزاریِ نزار / روز و شب در چه خیال افتاده ست
که شبی روز کند با خورشید / در چه سودای محال افتاده ست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.