حکیم نزاری › شمارهٔ ۳۱۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

اگر دوست با ما بود باک نیست / طریق محبت خطرناک نیست
سرا پای عاشق به خون است غرق / ولیکن به خونی که ناپاک نیست
گریز از ثعابین عشق ای پسر / که این زهر را هیچ تریاک نیست
بپالود مغزم ز سودای دوست / سویدای من مار ضحاک نیست
چو زر باد در خاک تیره سری / که زر پیش چشمش کم از خاک نست
سخی باش زیرا که در آدمی / نکوهیده عیبی چو امساک نیست
گران مایه نقدی است در آدمی / که در کان و ارکان و افلاک نیست
ظهورش بود در زمان و مکان / ولیکن در اقسام ادراک نیست
زلال خضر از سکندر مخواه / چه می جویی ای ابله آنجا ک نیست
حبیب خدا راست این مرتبه / ابو جهل در خورد لولاک نیست
چو دیدی نزاری به عین الیقین / پس آنجا مجال شک و شاک نیست