حکیم نزاری › شمارهٔ ۳۲۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای هم نفسان لایق من هم نفسی نیست / در خورد من آخر چه کسم من که کسی نیست
دارم هوس هم نفسی در سر و جانی / بر دوش سری نیست که در وی هوسی نیست
فرهاد صفت بر لب شیرین بدهم جان / لیکن به مرادم به لبش دست رسی نیست
بر من چه ملامت که کنم میل به شیرین / خود آدمیی کم به قیاس مگسی نیست
زنهار مکن فوت نزاری نفس نقد / خود عمر به کار آمده الا نفسی نیست