شب فراق که را طاقت شکیبایی ست / عذاب مردم عاشق بلای تنهایی ست
در آمدیم ز پا ای فراق مردم خوار / به پنجه ی تو که را بازوی توانایی ست
غراق و ارمن و ایران به پا فرو کردم / هنوز در سرم آشوب آن بخاراییست
خبر نمی رود از حال من که فریادم / به گوش خلق رسد کان غریب سودایی ست
به یک دگر بنمایند هر کجا که روم / که آن شکسته ی عشق این جوان شیدایی ست
به یک دگر بنمایند هر کجا که روم / که آن شکسته ی عشق این جوان شیدایی ست
امید نیست که جایی قرار گیرد یار / اگر چه ننگ ندارم ز نام هرجایی ست
به لطف خویش خدا را ببخش و بنوازم / که وقت بنده نوازی و بنده بخشایی ست
گمان برند که با خویشم اختیاری هست / تو واقفی که نه خود بینی و نه خودرایی ست
مه خرقه و مه دو تایی که پشت طاقت من / دو تا چو پشت معبّد ز بارِ یکتایی ست
نفس چه میزنم ای خاک بر سرم که دمی / که با مسیح دمی نیست باد پیمایی ست
نمی دهند رضا عاقلان به شیفتگی / مراد دانش ایشان خلاف دانایی ست
نشان یوسف معنی کسی تواند کرد / کز اندرون و برون صورتش زلیخایی ست
ز دست خانه نشینان نزاری مسکین / همی گریزد از آن هم چو وحش صحرایی ست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.