مرا چه غم که مرا سرزنش کنند و ملامت / که من معاینه دیدم جمال روز قیامت
اگر تو نیز طلب گار آن شوی که ببینی / ز بود خود به در آیی کفایت است و کرامت
نه در میان بلایی که بر کنار ، پس این جا / مکن به هرزه طمع در بلای عشق سلامت
امید منقطع از وصل دوست شرط نباشد / بر آستان رجا از لوازم است اقامت
نثار کردن جان خود ضرورت است و فریضه / اگر به موجب شکرانه ور بود به غرامت
نزاریا نکنی التفات اگر چه شده ستی / میان خلق فضیحت به صد هزار علامت
تو را چو غایت مطلوب حاصل است و معین / به صرف کردن عمرت در این بلا چه ندامت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.