هستم ز جام عشقت مست و خراب گشته / تن تاب مهر داده دل خون ناب گشته
در خون نشسته دیده جانی به لب رسیده / بی عقل و هوش مانده بی خورد و خواب گشته
تا آفتاب رویت شد در غمام دارم / رنگ رخی ز حسرت چون ماه تاب گشته
گر آب رز نبودی پیوسته مونس من / بودی محیط حکمت بر من سراب گشته
رویی بدان طراوت آورده خط ظلمت / فرَ همای بوده پرَ غراب گشته
هر بامداد ساقی پیش آر و بر کفم نه / زان شیره ای که در خم لعل مذاب گشته
می خانه ی محبت معمور باد دایم / گو باش ملک دنیا دایم خراب گشته
زهدی چنان مزور از غایت ندامت / در حلق پارسایان هم چون طناب گشته
آلوده دامنان را با ما چه کار باری / آیین پاک بازی دیرست تا بگشته
زین پیش بود کارم چون سرو راست قامت / اکنون چو زلف خوبان پر پیچ و تاب گشته
وقتی دل نزاری گرد بلا نگشتی / و اکنون چو نا بکاران بر ناصواب گشته
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.