حکیم نزاری › شمارهٔ ۱۱۳۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز ما برشکستی و از ما بجستی / بر آنی که از زحمتِ ما برستی
دلِ ما ببردی سرِ ما نداری / درست است اگر ماجرا برشکستی
خیال تو از چشم ما نیست غایب / بلی شیوه ی ما بود بت‌پرستی
ترا تا بدیدم به تو بگرویدم / دل از ما ببردی و در جان نشستی
ملامت مکن بر نزاریِ مسکین / اگر پیش با خود نیاید ز مستی