حکیم نزاری › شمارهٔ ۱۱۵۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

برفتی و ما را فراموش کردی / شراب مُرَوَّق بسی نوش کردی
چو نامم برآمد زبان در کشیدی / به زنهار انگشت در گوش کردی
چه کردیم از بی‌وفایی که ما را / ز جام جفا مست و بی‌هوش کردی
بر اسب جفا کوتلی برفزودی / جفا برفزودی ستم غوش کردی
همین بس سزای تو چون ناسزا را / کنارش گرفتی و آگوش کردی
به جانت که نیکو نگارا / که عهد نزاری فراموش کردی