کارِ من بر رویِ نیکو حال کردن / هر کسی حالی دگر دارند و کاری
یار با ما در میان آید چه باشد / سرزنش گو می کنید از هر کناری
چون امیدِ وصل خواهد بود شاید / گر بباید برد یک چند انتظاری
هر که را بر خرمنِ گل دست باید / گو مکش انگشت باز از زخمِ خاری
گو در این دریا مرو بد دل که زان پس / نیست بیرون آمدن را اختیاری
هر که بر جان لرزد از عشقش چه حاصل / مستِ عرفان را نباشد اعتباری
در وفایِ عهدِ یاری چون نزاری / تا به دست آید بباید روزگاری
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.