خوشا که موسمِ گل بامداد برخیزی / به باغ باده خوریّ و ز خلق بگریزی
برو به روز جوانی جهان پیر بخور / که آن به است که با روزگار نستیزی
ازین نصیحت بیهودهای فقیه ترا / چه حاصل است که روغن به ریگ میریزی
تو نیز هم مکن از عشق احتراز که ذوق / نباشدت مگر از خویشتن بپرهیزی
ولی ترا نبود بخت آن که از سرِ شوق / به دام زلف کمند افکنی برآویزی
هنوز نقد تمنای دوستیابی باز / پس از قیامت اگر خاک من بپرویزی
زمانه خاک تو هم عاقبت به پرویزن / فرو گذارد اگر ماورای پرویزی
حیل مکن که براق اجل عنان ترا / چو باد گیرد اگر خود به سیر شبدیزی
برو دلت به کسی ده ز خویشتن به درآی / به هرزه چند نشینی و چند برخیزی
نزاریا چه بلایی به گوشه ای بنشین / که عاقبت ز میان فتنهی برانگیزی
گرین سخن که تو داری برون دهی خونت / به گردنِ تو مگر نکته درهم آمیزی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.