حکیم نزاری › شمارهٔ ۱۲۸۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

حرام است ار دلی داری حیاتی بی دل آرامی / برو یاری به دست آور که یابی از لبش کامی
اگر بلبل بدانستی که گل بوی از کجا دارد / نگشتی گرد گل هرگز طلب کردی گل اندامی
به دفع چشم بد آن را که باشد هم نفس خوبی / سپندی گو بر آتش نه که دارم خرم ایامی
مخور جز می اگر وقتی نباشد می غم می خور / غم دنیا مخور باری که آن را نیست انجامی
شراب از دست جانان خور مخور از جام جم غافل / جم وقتی اگر وقتی به دست آری چنین جامی
نزاری قبله ی رویت خیال روی لیلی بس / گر این عیب است چون مجنون بر آور در جهان نامی