حکیم نزاری › شمارهٔ ۱۳۵۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در دل نشسته ای اگر از دیده می روی / موقوفِ وقت نیست ملاقاتِ معنوی
بر دوستان مسافتِ شکلی حجاب نیست / ای دوست جهد کن که از آن دوستان شوی
چندان که ممکن است وفا کن به حسنِ عهد / زنهار تا به گفتِ بد آموز نگروی
ترسم خلافِ عهد کنی و أسّف خوری / هان کوش تا نصیحتِ یارانه بشنوی
محمود نیست عاقبتِ ناخدای ترس / گویند ز آن که کاشته ای بیش ندروی
از عقده ی وبال بر اندیش و زخمِ نیش / هر چند ماه طلعت و خورشید پرتوی
باطل مکن امیدِ نزاری روا مدار / آزارِ دوستان که گناهی بود قوی