چو بنشینی دمی بر دست گیری / شکر میریزی و جان میفزایی
خواصی طرفه داری در لب و چشم / که جان میبخشی و دل میربایی
ترا گر زهره خوانم جایِ آن است / که خوش میرقصی و خوش میسرایی
به کویت آمدم دیروز و گفتم / مگر در چشمم آمد روشنایی
رقیبِ تیره رویت بر سرِ کوی / به من گفت ای فلان آخر کجایی
سرِ خود گیر اگر جانت به کارست / دگر زنهار تا اینجا نیایی
بدو گفتم که ای من خاکِ کویت / چرا آخر چنین در خونِ مایی
چه بد دیدی همه عمر از نزاری / مکن بیگانگی هم آشنایی
به من گفت ای فضولی چون تو هرگز / نمیشایی به خود ما را نشایی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.