حکیم نزاری › شمارهٔ ۱۳۸۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای یار اگر تو یار مایی / با ما بر او چرا نیایی
مادام که تو حجاب خویشی / بیگانه ز آشنای مایی
امروز چرا چنین به یکبار / بیگانه شدی ز ما کجایی
پرواز چرا نمیکنی باز / وز سدره ی منتهی برآیی
ما تحتِ تو آمد آفرینش / تو گم شده در منی و مایی
ما توبه به جرعه ای بدادیم / مفروش تو نیز پارسایی
افسانه ی موعظت سرایان / نقدی ست ولی برون سرایی
گر زان که کند به زهد تلقین / مشنو ز نزاریِ ریایی