آمدم باز دلی مضطرب از دروایی / تا تو تسکینِ دل مضطربم فرمایی
مرده ای زنده شود گر قدمی رنجه کنی / وه وه ای گر به سر کشته ی هجران آیی
همه شب منتظر عکس خیال رخ تو / بر در و بام بود چشمِ منِ شیدایی
می توان کرد اگر کار به انصاف کنند / بر در و بام بود چشمِ منِ شیدایی
می توان کرد اگر کار به انصاف کنند / نسبتِ روزِ قیامت به شب تنهایی
انتظارِ نظرِ مرحمتی می دارم / چه شود گر به ترحّم اثری بنمایی
حُجُب از پیشِ دل خسته ی ما برداری / گره از کار فروبسته ی ما بگشایی
صفحه ی آینه ی خاطر مشتاقان را / صیقلی برفکنی زنگ غمی بزدایی
حللِ خلدِ برین در برِ ما پوشانی / قدحِ ماءِ مَعین بر سرِ ما پیمایی
مشفقی نیست که گوید به نزاری خاموش / چیست این وسوسه یکباره شدی سودایی
طمع منزلتی دار که حدِّ تو بود / سخن از مرتبه ای گوی که آن را شایی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.