اوحدی › رباعی شمارهٔ ۱۰۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بس شب که به روز بردم، ای شمع طراز / باشد که شبی روز کنم با تو به راز
شد بی‌شب زلف و روز رخسار تو باز / روزم چو شب زلف تو تاریک و دراز