اوحدی › حکایت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

واعظی وصف حوریان میکرد / شرح حسن عمل بیان میکرد
که: بهر مرد بیست حور دهند / جای در باغ و در قصور دهند
زنکی پیر از آن میان برخاست / که: همی پرسمت حدیثی راست
هیچ در خلد حور نر باشد؟ / گفت: بنشین که آنقدر باشد
در بهشت ار شوی تو، ای ساده / نهلندت سلیم و نا گاده
با زن دول پند بی‌خرما / گردگانست و گنبد هر ما
توشهٔ خود بر آر از انبانش / سر فرو ده درین بیابانش