شرم دار، ای پدر، ز فرزندان / ناپسندیده هیچ مپسند آن
با پسر قول زشت و فحش مگوی / تا نگردد لئیم و فاحشه گوی
تو بدارش به گفتها آزرم / تا بدارد ز کردههای تو شرم
بچهٔ خویش را به ناز مدار / نظرش هم ز کار باز مدار
چون به خواری برآید و سختی / نکشد محنت و زبون بختی
کارش آموز، تا شود بنده / جور کن، تا شود سر افگنده
مدهش دل، که پهلوان گردد / تو شوی پیر و او جوان گردد
گر کمانش خری، چو تیر شود / ور کمر یافت، خود اسیر شود
ننشیند، سفر کند ز برت / بگدازد ز هجر خود جگرت
هر دم آید به روی او خطری / هر زمان آورند ازو خبری
مادر از اشتیاق او میرد / پدر اندر فراق او میرد
چون هوس کرد پنجه و کشتیش / گر اجازت دهی همی کشتیش
یا به جنگیش برند و سر بدهد / یا شود دزد مال و زر بنهد
گر چه فرزند کشتهٔ تو بود / این بلا دسترشتهٔ تو بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.