اوحدی › حکایت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خبر دادند مجنون را که: لیلی / ندارد با تو پیوندی و میلی
بدیشان گفت: اگر معشوق جافیست / وفای عاشق بیچاره کافیست
تو نیز، ار طالب آن یار نغزی / قدم را راست می‌نه، تا نلغزی
به هر زخمی ز یاری سرمیپچان / عنان از دوستداری برمپیچان
طریق عشق سستی بر نتابد / محبت جز درستی بر نتابد
به اول آزمایش باشد آنجا / چو بگریزی، گشایش باشد آنجا
اگر خواهی که او غم خوارت افتد / تحمل کن، کزین بسیارت افتد