اوحدی › شنیدن عاشق سخن معشوق را| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به زودی قاصدی این نامه چون باد / بیاورد و بدان آشفته دل داد
چو عاشق دید کار خویش مشکل / به زاری با دل خود گفت: کای دل
مشو در بند او کز مهر دورست / نمی‌خواهد ترا، آخر نه زورست