اوحدی › تمامی سخن| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چو دید آن عاشق دلسوز خسته / همایون نامهٔ یار خجسته
به جوش آمد دلش از درد و اندوه / رخش چون کاه گشت و غصه چون کوه
ز نو آغاز کرد افغان و زاری / به زاری گفت با باد بهاری