اوحدی › حکایت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شنیدم حاجییی احرام بسته / چو در ریگ بیابان گشت خسته
بخود گفت: ار چه پر تشویش راهست / جمال کعبه نیکو عذر خواهست
اگر در خانه خود را قید سازی / کجا مرغ حرم را صید سازی؟
ز هجران گر چه داری صد شکایت / به روز وصل بگذار آن حکایت
به ماهی گر پدید آید گناهی / توان بخشید جرمش را به ماهی